راستش او اصلا شباهتی به آدم های معنوی نداشت. احتمالا اگر عیسی به جای او بود، با گام های شمرده و موقر در جمعیت می گشت. ولی پال چنین نبود – او با قدم هی تند حرکت می کرد و عملا می دوید.
پال برای خود صفت «صخره نورد» را دست و پا کرد. او می گفت، «این شخصیت، آدم فردگرایی است که جدا از اجتماع زندگی می کند و نظاره گر وقایع است و با آنها سرگرم می شود.» از مردان خدا انتظار می رود که در سرنوشت نژاد بشر دخالت کنند، نه اینکه بدور از همه روی صخره ای بنشینند و در سکوت سرگرم شوند.
پال نمونه هایی از برچسب های خود را به گزارشگر نشان داد که یکی «مورد تائید پال توئیچل» و دیگری «جایزه انگور ترش پال توئیچل» بود.
برچسب تائید او صرفا کنایه ای بود که به برنامهی «خانه دار محبوب» با مجری گری دانکن هانیز اشاره داشت. گردانندگان این برنامهی تلویزیونی با بازار گرمی، خود را پاسدار غذاهای خوش طعم برای آمریکاییان می دانستند. پال برچسبهای خود را برای افراد مشهوری چون النور روزولت، برخی از سیاسی نویسان مشهور مطبوعات، و خالق کمدی استیوگانیون نیز فرستاد. حتی مدیر پیتزا فروشی شیکی هم از این برچسبها بی نصیب نماند. چه بسا پال روزی به آنجا رفته و پیتزایی خورده بود.مصاحبهی یادشده به ستونهای یکنواخت روزنامه رنگ و لعاب دیگری داد، ولی برداشت کلی گزارشکر نسبت به پال زیاد بود حرمت گزاری نمی داد. از نظر او «صخره نورد» بیشتر آدم متظاهر و بی خیال بود، و البته شاید هم بیراه نمی گفت.
عکسی که در این مقاله چاپ شد پال را با یک عینک دسته دار ته استکانی نشان می داد و این برای کسانی که فکر می کنند مردان الهی بدنی بی عیب و نقص دارند، شوک بزرگی بود. آخر مگر نه اینکه مردان خدا باید از راز بینایی کامل آگاه باشند؟
روح بی تجربه به هر بهانه ای متوسل می شود تا اک را ترک کند، بخصوص وقتی که می بیند پاهای استاد هم مثل دیگران گلین است.
«نگه دار پیاده می شوم - کلام زنده - سری هارولد کلمپ»